آمریکا با اعزام یکسوم کل نیروی دریایی خود و صدها موشک کروز به اطراف ایران، در تلاش است شروط خود را با چاشنی تهدید نظامی به ایران تحمیل کند.
دید ۳ – سیاست | در حالی که دستگاه دیپلماسی واشنگتن بیوقفه ادعای «تلاش برای کاهش تنش» و «علاقه به حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات» را در رسانههای بینالمللی پمپاژ میکند، رصد تحرکات میدانی ارتش ایالات متحده تصویر کاملاً متضادی را به نمایش میگذارد. بررسی دقیق یک رشتهتوییت از سوی ناظران مستقل و اعتبارسنجی دادههای آن نشان میدهد که پنتاگون در یک اقدام بیسابقه، یکسوم کل ناوگان رزمی نیروی دریایی خود را به همراه صدها موشک کروز به آبهای پیرامونی ایران منتقل کرده است. این آرایش جنگی عظیم ثابت میکند که هدف واقعی آمریکا نه یک مذاکره عادلانه، بلکه ایجاد یک حلقه محاصره تسلیحاتی برای ارعاب و تحمیل شروط حداکثری به تهران تحت سایه تهدید نظامی است.
یان الیس کیست؟
در سالهای اخیر، انحصار اطلاعات نظامی از دست دولتها خارج شده و گروهی از پژوهشگران مستقل با استفاده از دادههای منبعباز (OSINT) به بازیگرانی جدی در عرصه رسانه تبدیل شدهاند. «یان الیس» (Ian Ellis) یکی از خبرنگاران و تحلیلگران تحقیقی حوزه جنگ و امور دفاعی است. او سالهاست که با تمرکز بر رهگیری شناورهای جنگی، تحلیل تصاویر ماهوارهای تجاری و رصد ارتباطات رادیویی هوانوردی، جابهجایی ادوات نظامی قدرتهای جهانی را با دقتی بالا ثبت و منتشر میکند.
الیس در میان کارشناسان امنیتی به عنوان فردی شناخته میشود که دادههای پراکنده را از منابع مختلف جمعآوری کرده و آنها را در قالب نقشههای جامع و قابلفهم ارائه میدهد. گزارشهای او اغلب از بیانیههای رسمی پنتاگون که معمولاً با سانسور و تأخیر همراه است، سریعتر به دست مخاطبان میرسد. او برای تهیه این نقشهها به صورت انفرادی عمل نمیکند؛ بلکه شبکهای گسترده از تحلیلگران تصاویر ماهوارهای و کارشناسان رهگیری دریایی را مدیریت و دادههای آنها را یکپارچه میکند. همین رویکرد شبکهای باعث شده تا ضریب خطای گزارشهای او به حداقل برسد و به عنوان یک منبع معتبر حتی برای خبرگزاریهای بزرگ جهان مورد استناد قرار گیرد.
انتقال ۳۳ درصد از کل ناوگان نیروی دریایی آمریکا به منطقه
اخیراً یان الیس با انتشار یک رشتهتوییت و یک نقشه تحلیلی جامع که بر اساس دادههای تا ۱۵ فوریه ۲۰۲۶ بهروزرسانی شده، ابعاد ماشین جنگی آمریکا در خاورمیانه را منتشر کرد. او در حساب کاربریاش در شبکه ایکس X نوشت: «پس از عبور گروه ضربت ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد از اقیانوس اطلس، ایالات متحده اکنون ۲ ناو هواپیمابر و ۱۵ ناوشکن (به علاوه چند زیردریایی) برای عملیات در سراسر حوزههای فرماندهی رزمی در اختیار دارد.»
الیس تاکید کرد: «تقریباً ۳۳ درصد از کل ناوگان فعال نیروی دریایی آمریکا در نقشه زیر نشان داده شده است که میتوانند بیش از ۶۰۰ موشک کروز حمله زمینی تاماهاک (TLAM) را حمل کنند.»
این آمار و ارقام، پرده از یک جابهجایی لجستیکی عظیم برمیدارد که در تاریخ معاصر منطقه کمنظیر است.
اعتبارسنجی دادهها؛ تأیید استقرار دو ناو هواپیمابر و ۱۵ ناوشکن کلاس آرلی برک
پس از انتشار این توییت، تحریریه دید۳ برای بررسی دقیق ابعاد ماجرا، فرآیند اعتبارسنجی مستقلی را بر روی ادعاها و آمار ارائهشده در نقشه آغاز کرد. تقاطعگیری اطلاعات این نقشه با دادههای سامانههای شناسایی خودکار شناورها (AIS)، گزارشهای ناوبری تجاری و اطلاعیههای رسمی سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا) نشان میدهد که ادعای ایان الیس با واقعیت میدانی تطابق بالایی دارد.
بررسیها حضور همزمان دو ابرناو هواپیمابر را در دو سوی منطقه تأیید میکند. ناو هواپیمابر هستهای «جرالد آر. فورد» (CVN 78) با پشتیبانی بال هوایی شماره ۸، در آبهای دریای مدیترانه و در حوزه استحفاظی یوکام مستقر شده است. در سمت شرقی این محور، یعنی در دریای عرب و خلیج عمان، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» (CVN 72) به همراه ناوگروه ضربت خود لنگر انداخته است.
همچنین شمارش نقطهبهنقطه یگانهای اسکورت در نقشه و دادههای دریایی، وجود دقیق ۱۵ ناوشکن کلاس «آرلی برک» (مانند ناوشکنهای روزولت، اسپروانس و مایکل مورفی) را تایید میکند. این ناوشکنها ستون فقرات شلیک موشکهای کروز نیروی دریایی آمریکا هستند. وقتی ظرفیت سیلوهای پرتاب (VLS) این ۱۵ ناوشکن را با زیردریاییهای اتمی حاضر در منطقه (مانند زیردریایی کلاس اوهایو «جورجیا» که قابلیت حمل ۱۵۴ موشک را دارد) جمع میزنیم، عدد استقرار بیش از ۶۰۰ موشک تاماهاک، کاملاً منطقی و تأییدشده است.
تضاد رفتار و گفتار واشنگتن؛ استفاده از اهرم نظامی برای تحمیل شروط مذاکره به ایران
جمعآوری یکسوم کل توان عملیاتی نیروی دریایی یک ابرقدرت جهانی در اطراف مرزهای ما، موضوعی نیست که بتوان آن را پشت لبخندهای دیپلماتیک پنهان کرد. سیاستمداران کاخ سفید در ماههای گذشته دائماً از طریق کشورهای واسطه پیام فرستادهاند که خواهان درگیری نیستند و میز مذاکره را بهترین راه برای حل مناقشات میدانند. اما صفآرایی ۶۰۰ موشک کروز نقطهزن در آبهای مجاور ایران، معنایی جز آمادگی برای یک تهاجم همهجانبه ندارد.
آمریکا در حال اجرای یک نسخه مدرن از «دیپلماسی ناوچهای» است. واشنگتن تمام این ادوات نظامی سنگین را به خاورمیانه نیاورده تا صرفاً حافظ امنیت کشتیرانی باشد؛ بلکه این یک اهرم فشار روانی و نظامی عریان علیه جمهوری اسلامی ایران است. استراتژی آنها روشن است: کشاندن ایران به پای میز مذاکره در حالی که اسلحه را روی به سمت طرف مقابل نشانه رفتهاند. آنها میخواهند با ایجاد یک موازنه وحشت و نمایش قدرت سخت، تهران را وادار کنند تا پیش از آغاز هرگونه گفتگویی، از خواستههای قانونی و حقوق مسلم خود عقبنشینی کند. وقتی فرستادههای دیپلماتیک با پشتوانه دو ناو هواپیمابر و دهها ناوشکن حرف میزنند، نام این فرآیند «صلحطلبی» نیست؛ بلکه یک باجگیری آشکار و تهدید مستقیم به جنگ است که با نقاب دیپلماسی به جهان فروخته میشود.

بررسی آرایش هوایی سنتکام؛ صفآرایی جنگندههای رادارگریز و هواپیماهای جنگ الکترونیک
بررسی نقشه منتشر شده، نشاندهندهی این است که علاوه بر قدرتنمایی بیسابقه در دریا، یک ترافیک جنگی سنگین در آسمان و پایگاههای هوایی منطقه ایجاد شده است. دادههای استخراجشده از منابع رصد هوانوردی (مانند اکانتهایی که الیس به آنها ارجاع داده) حاکی از تقویت چشمگیر تجهیزات هوایی سنتکام در کشورهای حاشیه خلیج فارس و همسایگان ایران است.
در پایگاههایی نظیر «العدید» در قطر، «علی السالم» در کویت، «موفق السلطی» در اردن و پایگاه «شاهزاده سلطان» در عربستان، ترکیبی تهاجمی از جنگندههای نسل پنجم F-35 لایتنینگ، جنگندههای بمبافکن F-15 استرایک ایگل و هواپیماهای پشتیبانی نزدیک A-10 تاندربولت آمادهی پرواز هستند. استقرار اسکادرانهای هواپیماهای EA-18G گرولر (EA-18G Growler) که وظیفه تخصصی آنها جنگ الکترونیک، کور کردن رادارها و از کار انداختن شبکههای پدافند هوایی است، نشان میدهد که این آرایش صرفاً جنبه دفاعی ندارد، بلکه برای از بین بردن زیرساختهای دفاعی طرف مقابل طراحی شده است.
تمرکز این حجم عظیم از ماشین جنگی و انتقال ۳۳٪ ناوگان دریایی ایالات متحده به منطقه ما، تنها یک جابهجایی لجستیکی ساده نیست؛ بلکه طراحی یک کمپین ارعاب است. واشنگتن تلاش میکند با کشیدن یک کمربند آتش متشکل از صدها موشک تاماهاک و جنگندههای رادارگریز به دور مرزهای ایران، دستگاه محاسباتی تهران را مختل کند و نشان دهد که ادعای دیپلماسی، صرفاً سرپوشی برای تحمیل خواستههای نامشروع آمریکا زیر سایه سنگین جنگ است.
نقشه جامع یان الیس و تایید این دادهها توسط ناظران مستقل، دست واشنگتن را به صورت کامل رو میکند. این مستندات به روشنی میگوید آمریکا بر خلاف تمام ادعاهای رسانهای خود، هرگز به دنبال تنشزدایی در منطقه نیست. کشوری که برای پیشبرد یک مذاکره سیاسی، بزرگترین ناوگان رزمی تاریخ معاصر خود را به میدان میآورد، در عمل ثابت کرده است که تنها زبانی که میشناسد، زبان زور و تهدید است و دیپلماسی برای آنها تنها زمانی معنا دارد که طرف مقابل پیشاپیش تسلیم این آرایش نظامی شده باشد.
“اخبار جهان” را از طریق این لینک پیگیری کنید.
/ پایان پیام




